دوشنبه 14/2/88
آيا مدير عامل استقلال امير را نمي خواهد
سرمربي تيم فوتبال استقلال هرگز تصور نميكرد واعظ آشتياني مديرعامل تازه وارد استقلال در حالي كه تمام هواداران در انديشه قاب كردن عكس قهرماني استقلال در رقابت هاي ليگ هشتم بودند اين گونه زمينه جدايي سرمربي تيم قهرمان را فراهم كند تا او خود به اين نتيجه برسد كه بايد هرچه سريعتر با تيم مورد علاقهاش وداع كند تا فرد ديگري جانشين او شود.
با توجه به اين كه مديرعامل استقلال در تمامي محافل خبري مدعي ميشود او با امير قلعه نويي كوچكترين اختلاف سليقهاي ندارد بسياري از نزديكان باشگاه استقلال شهادت ميدهند كه واعظ و امير در ظاهر تنها با هخم ميخندند و از يكديگر تعريف و تمجيد ميكند در حالي كه هيچ يك علاقهاي به همكاري مجدد در ليگ نهم را ندارد.
واعظ آشتياني از زماني كه به عنوان مدير پا به عرصه پرتلاطم ورزش گذاشت علاقه خاصي به مربي خارجي داشت و در فدراسيون دوچرخهسواري اين موضوع را عملي كرد و سرمربي تيم ملي دوچرخه سواري را از ديار فرنگ به ايران آورد تا به زعم خود ركاب زنان ايراني بتوانند از دانش روز دنيا بهرهمند شوند. بسياري از كارشناسان حركت واعظ آشتياني را در آن مقطع مطلوب توصيف كردند چرا كه سرمربي ايدهال رئيس فدراسيون دوچرخه سواري از زمان كافي براي اجراي برنامه هايش بهرهمند بود و توانست در رشتههاي زير مجموعه دوچرخهسواري تحولي ايجاد كند كه حاصل آن درخشش در بازيهاي آسيايي دوحه بازيهاي المپيك 2008 پكن بود. اكثر كارشناسان روند مديريت واعظ آشتياني را در فدراسيون دوچرخهسواري در به كار گيري از مربي خارجي ردر تيم ملي را مورد تحسين قرار دادند تا او گمان كند كه در مقاطع ديگر هم ميتواند با اين حربه رضايت كارشناسان را برانگيزد.
با ورود او به مجموعه مديريتي باشگاه استقلال مدير موفق دوچرخه سواري از همان روز نخست به دنبال اجرايي سياستهاي گذشته دوره مديريتي ورزشي خود در اين باشگاه پرطرفدار تهراني افتاد غافل از اين كه فضاي فوتبال تفاوت فاحشي با فضاي حاكم بر فدراسيون دوچرخهسواري داشت.
آشتياني در روزهاي نخست مديريت در باشگاه استقلال زياد روي كادر فني تيمش ريز نشد و ترجيح داد بيشتر به دفع تكهاي مديرعامل قبلي باشگاه استقلال بپردازد تا جديترين مشكل استقلال يعني علي فتح الله زاده را از ميدان به در كند.
درگيريهاي پيدا و پنهان واعظ و فتح الله زاده تا روز پاياني ليگ هشتم ادامه يافت اما هيچ گاه اين درگيري باعث به هم ريخته شدن تيم فوتبال استقلال نشد، علي رغم اين كه واعظ آشتياني تاكيد داشت حركات مديرعامل سابق در جهت تضعيف تيم فوتبال استقلال است اما به عقيده كارشناسان علي فتح الله زاده به دليل دور بودن از فضاي حاكم بر تيم فوتبال استقلال هرگز نتوانست به اهداف خود دسترسي پيدا كند اما نوع رفتار واعظ آشتياني به مراتب مخربتر از علي فتح الله زاده بود چرا كه او بدون هيچ شناخت و مطالعهاي وارد مجموعه استقلال شده بود و گمان ميكرد در رشته پرطرفدار فوتبال به ويژه باشگاه استقلال ميتواند سياستهاي دوچرخه سواري را دنبال كند و تحولي عظيم در اين عرصه به وجود آورد.
واعظ اشتياني كه به هيچ عنوان اعتقادي به رفتار مسالمتآميز با رسانه هاي گروهي نداشت از نخستين روزهاي ورودش به استقلال در تمامي موضع گيريهاي خود رسانههاي گروهي را با لحن تهديد ارعاب مورد خطاب قرار دادتا آنها را به سكوت وادار كند اما اين رفتار مديرعامل استقلال باعث شد استقلال تهران عقبه مطبوعاتي خود را از دست بدهد و با مشكل تازهاي به نام" بحران رسانه" رو به رو شود.
هر چند كه واعظ آشتياني در برابر اين مساله واكنش نشان نداد و نبود رسانهها را اتفاقي بيارزش قلمداد كرد اما به عقيده كارشناسان مشكل استقلال از اين ماجرا استارت خورد تا مخالفان واعظ براي اثبات ناتواني او تيم تحت مديريت او را به سوي حاشيه سوق دهند و اخبار پنهان تيم وي را به اطلاع افكار عمومي برسانند تا هواداران استقلال متوجه شوند زير پوست تيم استقلال چه ميگذرد.
دوئل واعظ و رسانههاي گروهي بر خلاف نگاه مديرعامل استقلال به سود رسانههاي گروهي تمام شد چرا كه آنها در هفتههايي كه استقلال بيش از هر چيزي به آرامش نياز داشت با مطرح كردن مسائلي چون تباني، درگيري بازيكنان با سرمربي و غيره اجازه ندادند استقلال واعظ آشتياني درست در روزهاي كه نياز به آرامش كامل دارد با خاطري آرام شب را به صبح برسانند.
با توجه به توصيههاي نزديكان مديرعامل مبني بر ايجاد فضايي دوستانه با رسانههاي مخالف، امير رضا واعظ آشتياني همچنان بر مواضع خود ايستادگي كرد و متعقد بود رسانه هاي گروهي بايد با برخوردهاي چكشي ساكت شوند!
اما عجيبترين حركت مديرعامل استقلال زماني رقم خورد كه او در حالي كه با مطبوعات و رسانههاي پنجه در پنجه بود ، جدالي جديد در جبههاي تازه را آغاز كرد و در كنار مبارزه با رسانههاي منتقد ليدرها را هم در برابر خود قرار داد تا به اين شكل سكوهاي هم عليه او شود. شايد اگر فرد ديگري به جاي واعظ آشتياني بود ترجيح ميداد نبرد در يك جبهه را به پايان برساند سپس جدال ديگري را آغاز كند اما مديرعامل استقلال اين ريسك را به جان خريد تا در يك آن واحد در دو ميدان با مخالفان خود مبارزه كند.
او معقد بود استقلال نبايد با سيستم چاله ميداني اداره شود از اين رو برنامه پاكسازي مديريت روي سكوها به اجرا درآمد تا بحران در استقلال به بالاترين حد ممكن برسد، همراهي نكردن ليدرها در سفرهاي برون مرزي استقلال در ليگ قهرمانان آسيا جديترين اعلان جنگ مهندس امير رضا واعظ آشتياني با ليدر هاي باشگاه بود كه سپس اين جدال ها با اتفاقات ورزشگاه شهيد رجايي قزوين و حواشي بازي استقلال – سايپا و توهين بي رويه به محمد مايلي كهن به اوج خود رسيد تا پس از محروم كردن ليدرهاي استقلال تا اطلاع ثانوني و موضع گيري آنها در تمرين استقلال پس از بازگشت آبيپوشان از رفسنجان مديريت باشگاه راي به ممنوعالورود شدن آنها به محل تمرين استقلال را صادر كند.
اما بحران اصلي زماني آغاز شد كه مديرعامل استقلال به سراغ اصليترين هدف خود در باشگاه استقلال رفت تا بحران سراسر تيم را فرا بگيرد و تيم قهرمان در آستانه فروپاشي بزرگ قرار گيرد، او ديگر تمايلي به همكاري با امير قلعه نويي نداشت اما براي اينكه با تبعات اين كار رو به رو نشود ترجيح داد كاملا سياسي عمل كند و امير قلعه نويي را وادار كند تا خود ناچار شود عطاي ماندن در استقلال را به لقايش ببخشد و با تيم محبوبش خداحافظي تلخي داشته باشد.
واعظ آشتياني با مطرح كردن اين مساله كه باشگاه استقلال شروطي براي تمديد قرارداد امير قلعه نويي دارد زمينه خروج بيقيد شرط امير در استقلال را آماده كرد تا بدون دردسر بزرگترين رويايي مديرعامل استقلال تحقق يابد. مديريت استقلال كه يقين داشت روابط صميمي و خانوادگي امير قلعه نويي و علي نظري جويباري هرگز دچار گستگي نميشود يكي از شروط تمديد قرارداد امير را كنار رفتن سرپرست فعلي استقلال دانست و اعلام كرد بايد به جاي علي نظري جويباري اصغر شرفي دوست خانوداگي علي انصاري مرد مولتي ميلياردر باشگاه استقلال كه از منتقدان امير نيز هست روي كار بيايد.
دومين شرط به عدم حضور اميد طيري مربي استقلال و دوست نزديك امير فلعه نويي خلاصه ميشد چرا كه او به عقيده بسياري از پيش كسوتان استقلال از جنس استقلاليها نيست و وزنه مناسبي براي نيمكت آبيهاي پايتخت به شمار نميرود.
سومين شرط به خود امير مربوط ميشود چرا كه او بايد در برابر مديرعامل متعهد شود كه در رقابتهاي ليگ نهم كاملا خويشتندار عمل كند و رفتارهاي تند ليگ هشتم نظير درگيري با سياوش اكبرپور و بدرفتاري با بيژن كوشكي را هرگز تكرار نكند(!) و تمام عوامل باشگاه از مديرعامل گرفته تا بازيكن را مورد احترام خود قرار دهد.
به جز اين موارد مسائلي چون عقد قراردادها بايد از طريق خود مديرعامل انجام شود و سرمربي تنها ميتواند نظريه فني خود را ارائه بدهد نيز در شروط تمديد قرارداد امير از سوي مديرعامل باشگاه مطرح شده است.
از مفاد شروط تمديد قرارداد كاملا پيدا بود كه اين مسائل تنها به اين هدف كنار هم روي كاغذ آورده شده كه امير قلعه نويي در موضعي احساسي قرار گيرد و براي دفاع از همكاران و دوستان صميمي خود كه در كادر فني او در ليگ عشتم فعاليت مي كردند قيد تمديد قرار داد با استقلال را بزند تا راه براي ورود سرمربي مورد دلخواه واعظ آشتياني فراهم شود و او بتواند همان گونه كه ليندر را به ايران آورد تا سكان هدايت تيم ملي دوچرخه سواري را به دست او بسپارد، جانشين قلعه نويي را نيز از آن سوي مرزها به تهران بياورد تا استقلال در ليگ نهم با سرمربي جديدي كار را آغاز كند.
اما اين سوال براي بسياري مطرح است كه آيا اين نوع رفتارهاي مديريتي از سوي واعظ آشتياني مي تواند براي استقلال كارساز باشد يا ....؟
